چرا عکاس های خلاق و صاحب اندیشه تمایلی به برگزاری نمایشگاه های مکرر ندارند؟

سعید فلاح‌فر

نمی شود به میان بازار آهنگران و مسگران رفت و برای انبوه رهگذرانی که گوششان را گرفته اند و کلافه می گذرند، آواز خواند. معلوم است که این آواز، آواز نمی شود. نه خواننده لذت می برد و نه شنونده. ماجرای عکاسی و نمایشگاه های عکاسی این روزها بی شباهت به این مثال نیست.


تکثیر ناگهانی نگارخانه هایی که برای گذران امور خود به هر نمایشگاهی و هر به اصطلاح هنرمندی (که توان پرداخت ورودیه دارد و یا به پشتوانه ژنیتیکی؛ بازارساز و بازاری پسند است) پناه می برند و گسترش انبوه سازی با امکانات سهل الوصول عکاسی، کج سلیقگی ها و...، فضای هنری عکاسی را اشغال کرده است. فوران نمایشگاه های بی کیفیت و بی ایده و بی مایه و... به اضافه حمله منفعت طلبانه عده ای دوره گرد هنر که خودشان را کیوریتور عکاسی می دانند و با کنار هم چیدن آثار نامربوط  از اپراتورهای دوربین عکاسی، جوانان جویای نام و پیران متوهم و...، نمایشگاه عکاسی تولید می کنند، چشم ها را خسته کرده است. هر کس دوربینی خریده، هر کس چند قطعه عکس نت و شفاف دارد، به گمان عکاس بودن، سودای نمایشگاه و گالری در سر می پروراند. اگر پولش را داشته باشد به تنهایی و اگر نه، همراه گروهی دیگر عنوانی دهان پر کن پیدا می کنند و سرمست از تمجید آشنایان نابلد؛ باد در شیپور می اندازند. 

این روزها آنقدر که برای هوچی گری ها و حاشیه ها زمان و انرژی مصرف می شود، برای خود هنر مصرف نمی شود. پس اگر نامی ناآشنا در پوسترها و تبلیغات نمایشگاه های عکاسی ببینید، به سختی باور خواهید کرد که آثاری شایسته در انتظار دیده شدن باشند. در این اوضاع اگر اتفاقاً و استثنائاً کار درست و قابل اعتنائی هم به نمایش دربیاید، میان این همه هیاهو گم می شود. هیچ قانونی و هیچ کسی روئیدن گل نسرین و یاسمن و مریم را در سرریز فاضلاب ها ممنوع نکرده است. اما در آلودگی بی رخ و بی عطری، مجال روئیدن نیست.
اگر هر نمایشگاه عکاسی حاصل حرکت کمال گرای عکاس باشد و یا نشانه ای از کشف، ارتقاء و فهم تازه ای فرض شود (که قاعدتاً باید چنین باشد) چطور می توان دلیلی هنرمندانه برای نمایشگاه های پی در پی پیدا کرد که گاهی فاصله بین هر کدام حتی به اندازه نفس تازه کردن هم نیست؟! این همان است های تکراری برای هیچ عکاس هنرمندی رضایت بخش نیست.
این که انتظار داشته باشیم هنرمندان خوب حوزه عکاسی؛ با انگیزه و مطمئن، آثارشان را برای نمایش عرضه کنند، شاید انتظاری نزدیک به واقعیت نباشد. حالا بحران مخاطب را هم به این کارزار نابرابر اضافه کنید تا دشورای های آن کمی قابل درک تر باشد. این نظر را اگر توهین آمیز فرض کنید و یا نه؛ باید پذیرفت به طور میانگین سواد مخاطب عکاسی از عکس های گل و بلبل و... پسندهای فضای مجازی سخیف بالاتر نرفته است. فریب افتتاحیه های شلوغ و یا مصاحبه ها و گزارش های سفارشی را نخورید.
بعد از همه این نگرانی ها، نوبت به موضوعات اقتصادی می رسد. آماده سازی یک نمایشگاه حرفه ای مستلزم هزینه های بالایی است که اگر دست در جیب دیگری نباشد؛ در مقایسه با فروش آثار عکاسی و گردش مالی نمایشگاه های عکس قابل تامین و قابل توجیه نیست.

به فرض هم که در هر نمایشگاه، در برآوردی بالادست، نیمی از آثار نمایشگاه به فروش برسد. نیمه باقیمانده تابلوهای عکاس را باید در کجای یک آپارتمان پنجاه متری و انبار نیم متری جا داد؟! هنرمند عکاسی که مدام در حال تجربه و تولید است، برای فایل های دیجیتال و نگاتیوهایش هم به زحمت جای مناسب نگهداری پیدا می کند، چه رسد به شاسی ها و قاب های بزرگ نمایشگاهی.
همه این ها را که کنار هم بگذاریم نتیجه اش می شود کم کاری عکاسان حرفه ای و صاحب فکر و البته میدان فراخ تر برای عاشقان شهرت های خلق الساعه و فالش خوان هایی که ستر گمراه کننده صدای چکش آهنگری و مسگری را بیشتر دوست دارند و یا آن هایی که عکس را همانطوری می فروشند که هندوانه نوبر را. کسانی که آب را گل آلوده تر دوست دارند.

سعید فلاح فر 
واژه های کلیدی:  نمایشگاه. سعید فلاح فر
تاریخ نشر: 1397/08/02